غزل 51 | ز سوزنامهٔ من سوخت بال و پر کبوتر را
ز سوزنامهٔ من سوخت بال و پر کبوتر را
چو قمری آتش من ساخت خاکستر کبوتر را
چو دریایی که باشد موجزن، از شوق کوی او
به تن بال پریدن میشود هر پر کبوتر را
ز شوق نامهام بر خاک بیتابی تپیدنها
ز بال و پر مرقّع میکند در بر کبوتر را
چنان خوناب حسرت میچکد دایم ز مکتوبم
که هر پرگشته چون مژگان عاشق تر کبوتر را
ز شرح زهر غم جویا عجب نبود ز مکتوبم
که سازد همچو طوطی سبز پا تا سر کبوتر را
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}