شمارهٔ ۹۵

غزلیات

گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
شد پردهٔ بیابان قفل در دل ما

از خاک مقصد ما چون گرد درد خیزد
باشد ز پردهٔ دل دامان منزل ما

امروز تخم اشکی مژگان ما نیفشاند
اتی همنشین چه پرسی فردا ز حاصل ما

آیم ز بزم بیرون همچون شرر ز خارا
سنگین ز بار غم شد از بسکه محفل ما

شبهای وصل جویا از درد هجر نالم
شرم نگه برویش گردید حایل ما