غزل 77 | تا مهر رخ تو دل برانگیخت
تا مهر رخ تو دل برانگیخت
بس چشمهٔ خون ز دیدگان ریخت
گویی ز ازل خدای بی چون
با مهر تو خاک ما برانگیخت
عشق رخت ای نگار گلبوی
با این دل تنگ ما برآمیخت
گم گشته دلم ولی جهانی
خاک در تو به دیده میبیخت
آن غمزهٔ آهوان شوخت
بس فتنه که در جهان برانگیخت
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}