غزل 108 | هر زمان بار جهان بر دل ما بیشتر است
هر زمان بار جهان بر دل ما بیشتر است
وز سر تیغ فلک خاطر ما ریشتر است
گرچه دارم دل ریشی ز جفاهای فلک
هم رسد بر دلم آنجا که سری نیشتر است
با رقیب ارچه تواضع کنم و دل گرمی
دم به دم با من بیچاره بداندیشتر است
گرگ ناکام فلک گر فتد اندر رمهای
ببرد میش کسی کز همه درویشتر است
هر که سر باخت به عشق رخ جانان به جهان
دادم انصاف که از ما قدمی پیشتر است
گرچه کمتر بودت مهر من ای دوست به دل
هوس وصل تو اندر دل ما بیشتر است
چون وفا در دل خویشان جفاپیشه نماند
عجب آنست که بیگانه کنون خویشتر است
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}