غزل 647 | بی تو چشمم جهان نمیبیند
بی تو چشمم جهان نمیبیند
گل وصلت دلم نمیچیند
جز سر زلف دلکشت صنما
جای دیگر دمی نمیشیند
گرچه هستت به جای من دگری
دل من جز غم تو نگزیند
دیدهٔ بختم از خدا خواهد
که شب و روز در رُخت بیند
گر ببیند قد تو سرو روان
از خجالت به خاک بنشیند
وآنگه از قد سرکشت به نیاز
ای دلارام درد برچیند
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}