غزل 920 | ای خوشا وقت دل شوریدهام
ای خوشا وقت دل شوریدهام
حال دل چون زلف دلبر دیدهام
تا دلم در شَست زلفش خانه ساخت
من بسی درد از رخش برچیدهام
من به یاد آن قد و بالای تو
سرو نازا بس زمین بوسیدهام
گرچه کردی راز ما را آشکار
من به جان اسرار تو پوشیدهام
بی وفا یارا بسی کز دست تو
جرعهٔ جور و جفا نوشیدهام
نور چشمم صبر فرمایی مرا
صبر چون باشد ز نور دیدهام
من به امید وصالش در جهان
بی سر و سامان بسی گردیدهام
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}