جهان ملک خاتون

شعر 15 | بازم ز غم زمانه جان می‌سوزد

بازم ز غم زمانه جان می‌سوزد

جان را چه محل جمله جهان می‌سوزد

دل سوختن جانش نهان می‌باشد

دیدم جگر خود که عیان می‌سوزد