غزل 26 | بنواز مغنی، دل غم پیشهٔ ما را
بنواز مغنی، دل غم پیشهٔ ما را
از شعله بشو دفتر اندیشهٔ ما را
آن آتش سوزنده که پنداشتمش گل
ازجلوه به هم سوخت، رگ و ریشهٔ ما را
گیرم که به انجام رسد خاره تراشی
کار است به جان سختی ما، تیشهٔ ما را
از دست تو چندان که بر آید، به جفا کوش
شرمنده مکن جان وفا پیشهٔ ما را
خشک و تر اندیشه حزین ، از تف ما سوخت
آتش ز تب شیر بود، بیشهٔ ما را
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}