حافظ

غزل 399 | کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن

کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن

به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن

به باد ده سر و دستار عالمی یعنی

کلاه گوشه به آیین سروری بشکن

به زلف گوی که آیین دلبری بگذار

به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن

برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس

سزای حور بده رونق پری بشکن

به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر

به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن

چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد

تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن

چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ

تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن

تعبیر

فال میانه است: نیت شدنی است، اما با تأمل و حوصله.

تعبیر عامیانه

این فال نه خیلی شیرین است نه بن‌بست. کار پیش می‌رود، ولی امروز نتیجه را نخواه. حافظ اینجا ریا را می‌زند. ظاهر را کنار بگذار؛ دلت چه می‌خواهد همان را بگو.

تعبیر نو

پیام فال صبر فعال است: دست روی دست نگذارید، اما نتیجه را امروز نخواهید. کار را پیوسته پیش ببرید.

معنی

غزل با «کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن» شروع می‌شود. می و ساقی رمز رهایی دل‌اند. غزل می‌خواهد گره را شل کند، نه اینکه دستور عیش بدهد. این معنی از خود بیت‌ها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.

عشق و دل

حال دل نیازمند توجه است. محبت را نشان دهید، اما انتظار معجزهٔ یک‌شبه نداشته باشید.

کار و زندگی

کار روزمره با ثبات پیش می‌رود. یک گام مشخص بردارید تا نیت از حرف به عمل برسد.

توصیه

صبور بمانید، اما پیگیری را قطع نکنید. نتیجه با استمرار می‌آید.

تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.

خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی — بازنشر با ذکر نام خواننده