شعر 4 | غنت مطوّقهٔ أفنانها البان
غنت مطوّقهٔ أفنانها البان
ملهوفهٔ للاحَیْباب الّذی بانوا
الغصن منسجم و السّجع منتظم
و البرق مبتسِمّ و المزن الوان
تفیض عینی دما من ثغر لؤلؤهٍٔ
الدمع یاقوتهًٔ و الجفن مرجان
اها لأیّام العدیب و لعلع
بعذب عیشٍ و اهل الحیّ جیران
رهط شهامتهم کالشمس باهرهٔ
قومٌ بضاعتهم حسنٌ و احسان
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}