حافظ

غزل 420 | ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟

ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟

مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟

زلف در دستِ صبا، گوش به فرمان رقیب

این چنین با همه درساخته‌ای، یعنی چه؟

شاهِ خوبانی و منظورِ گدایان شده‌ای

قدرِ این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟

نه سرِ زلفِ خود اول تو به دستم دادی

بازم از پای درانداخته‌ای، یعنی چه؟

سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرّ‌ِ میان

وز میان، تیغ به ما آخته‌ای، یعنی چه؟

هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج باخته‌ای، یعنی چه؟

حافظا در دلِ تنگت چو فرود آمد یار

خانه از غیر نپرداخته‌ای، یعنی چه؟

تعبیر

فال هشدار می‌دهد: عجله و رودررویی مستقیم به زیان شماست.

تعبیر عامیانه

این فال می‌گوید عجله نکن. کسی یا چیزی سر راه است؛ امروز دعوا راه نینداز. حافظ اینجا ریا را می‌زند. ظاهر را کنار بگذار؛ دلت چه می‌خواهد همان را بگو. مواظب حرف پشت‌سر و رقیب باش.

تعبیر نو

پیام فال احتیاط است. کسی یا شرایطی مقابل نیت شما ایستاده؛ مستقیم درگیر نشوید، مسیر را عوض کنید.

معنی

غزل با «ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟» شروع می‌شود. می و ساقی رمز رهایی دل‌اند. غزل می‌خواهد گره را شل کند، نه اینکه دستور عیش بدهد. نیاز و دعا در غزل هست؛ خواسته با تواضع دنبال می‌شود. این معنی از خود بیت‌ها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.

عشق و دل

رقیب یا سوءتفاهم در میان است. حرف پشت چشم را جدی بگیرید و شفاف حرف بزنید.

کار و زندگی

در محیط کار رقابت یا مانع هست. سند و شاهد نگه دارید؛ جدل علنی نکنید.

توصیه

تا سه روز تصمیم برگشت‌ناپذیر نگیرید. اول مشورت، بعد اقدام.

تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.

خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی — بازنشر با ذکر نام خواننده