غزل 428 | سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
گرفتم باده با چنگ و چَغانه
نهادم عقل را ره توشه از مِی،
زِ شهرِ هستیاش کردم روانه
نگارِ مِیفروشم عشوهای داد،
که ایمن گشتمَ از مکرِ زمانه
زِ ساقیِ کمان ابرو شنیدم؛
که ای تیرِ ملامت را نشانه!
نبندی زان میان طرفی، کمروار،
اگر خود را ببینی در میانه
برو، این دام بر مرغی دگر نِه
که عَنقا را بلند است آشیانه!
کِه بَندد طرفِ وصل ازْ حُسنِ شاهی؟
کِه با خود عشق بازد جاودانه؟
ندیم و مطرب و ساقی، همه اوست؛
خیالِ آب و گل در رَه، بهانه
بِده کشتیِ مِی تا خوش برانیم،
از این دریایِ ناپیداکرانه
وجودِ ما معماییست، حافظ؛
که تحقیقش، فُسون است و فِسانه
تعبیر
نتیجهٔ فال نیک است؛ نیت شما به وصال و گشایش نزدیک است.
تعبیر عامیانه
این فال روی هم رفته روشن است. نیتت دور از دسترس نیست؛ یک قدم کوچک بردار. نشان نزدیکی هست. حرف راست را بزن، بازی درنیاور. برای کار و پول، در را باز بگذار؛ امضا را عجله نکن.
تعبیر نو
پیام فال گشایش است. نیتی که با نیت پاک گرفتهاید، اگر پیگیری شود، به نتیجه میرسد.
معنی
غزل با «سحرگاهان، که مخمورِ شبانه» شروع میشود. سخن از نزدیک شدن به یار است. وصال در حافظ گاهی دیدار است، گاهی آرام شدن دل. این معنی از خود بیتها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.
عشق و دل
در عشق، نشان نزدیکی هست. گفتوگوی صادقانه از قهر بهتر است.
کار و زندگی
در کار و زندگی، شروع تازه یا گشایش مالی محتمل است. پیشنهاد را سبکسنگین کنید و امضا را عجله نکنید.
توصیه
نیت را عملی کنید: یک تماس، یک درخواست، یا یک تصمیم کوچک همین امروز.
تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}