شعر 210 | طالبعلم بود اما از شرب مدام صبح و شام بلکه علی الدوام فارغ نبود، در خدمت قاضی می
متن کامل این شعر از سام میرزا صفوی در صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا سام میرزا صفوی.
طالبعلم بود اما از شرب مدام صبح و شام بلکه علی الدوام فارغ نبود، در خدمت قاضی میرحسین کاشانی درس میخوانده و وظیفه مقرر داشته اما در هر چند روز توبه میکرد و باز بر سر کار خود میرفت قاضی مذکور وظیفه باو نمیداد باز توبه میکرد قاضی راضی می شد،نوبتی ایام زهدش طولی پیدا کرده قاضی ازا و پرسید که چونست که در این ایام شراب نمیخوری جواب داد که از شومی تو، در آن ایام روزی در بزمی که ساقی توبه شکن ساغر بر شیخ و شاب می پیموده حریفان این غزل جامی را که :
بغیر از اشک بر بالین نیاید هیچکس ما را
ای ز مشکین طره ات بر هر دلی بندی دگر
در میان داشته اند مولانا حسب حال خود را در بدیهه در این بیت رسانید :
رشته جانرا بهر موی تو پیوندی دگر
قاضی شرعم ز می خوردن اگر سوگند داد
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}