ابوالحسن فراهانی

قطعه 25 | عالم به غیب اگر نیست چون هر که را قرین شد

عالم به غیب اگر نیست چون هر که را قرین شد

نشنیده زونویسد هرچش گذشت در دل

آب سیه برآرد و از قعر بحر تیره

در ثمین نماید چون آورد به ساحل

از ضعف میبرندش بر دوش و این عجب تر

گز یک قدم تواند رفتن ز چین به بابل

گر جمله جهان را چومیر جمله عالم

بخشد نمی‌کند سر بالا ز شرم سایل