حافظ

قطعه 18 | زآن حَبّه‌ی خَضراخور، کَز رویِ سَبُک‌روحی

زآن حَبّه‌ی خَضراخور، کَز رویِ سَبُک‌روحی

هرکـ‌او بِخورَد یک جو، بر سیخ زَند سی مرغ

زآن لقمه که صوفی را، در معرفت اندازد

یک ذرّه و صد مَستی، یک دانه و صد سی‌مرغ