غزل 9 | باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست
باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست
آنچنان خواست که فریاد زدلها برخواست
خبر چشم تر ما که رسانید به ابر
که به تعجیل تمام از سر دریا برخواست
وعده وصل به فردای قیامت شده بود
گریه کردم که قیامت به تماشا برخواست
وقت خون ریختنم شد به چه موقوف کنی
کشتنی که نمی بایدت از جابر خواست
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}