ابوالحسن فراهانی

غزل 40 | زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای

زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای

برده اند از کف دلت را از پی دل رفته ای

گرچه دادی دین و دل زودست امید وصال

راه عشقت این هنوز از وی دو منزل رفته ای

رفتی و غایب نشد یک دم خیالت از نظر

بیشتر می بینمت تا از مقابل رفته ای