قطعه 21 | جاءَ الشتاءُ بِبَردٍ لا مَرَدَّ لهُ
جاءَ الشتاءُ بِبَردٍ لا مَرَدَّ لهُ
و لم یُطِق حَجَرُ القاسی یقاسیه
لا کَأسَ عِندیِ و لا کانونَ یُدفِئُنی
کِنّی ظلامٌ و کیسی قَلَّ مافیه
دَعِ الکبابَ و خَلِّ الکفِّ یا اَسَفاً
علی کِساءٍ نُغَطّیِ فی دَیاجیه
اَرجوکَ مولایَ فیما یَقتضی اَمَلی
والعبدُ لَم یرجِ الّا مَن مَوالیه
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}