شعر 49 | ای فتنهٔ دلبران یغما
ای فتنهٔ دلبران یغما
وی طَیرهٔ لعبتان چینی
خوبان جهان درخت بیدند
تو سرو روان راستینی
بر پشت زمین مقابلت نیست
هرگاه که روی بر زمینی
ای بر همه مهربان و مشفق
با ما به چه جرم خشمگینی؟
هر گه که چو دوستان مخلص
بر خاک نهی ز لطف بینی
هر جور و جفا که بینم آنگاه
نازت بکشم، که نازنینی
شک نیست که من تو را شکستم
گر خود همه کوه آهنینی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}