شعر 3 | خَلَق شود ز نشست دراز حلت مرد
خَلَق شود ز نشست دراز حلت مرد
که گنده گردد چون دیر ماند آب غدیر ...
همی گرست و همی نرگسانش لاله گداخت
به زیر لالهٔ بگداخته نهفته زریر ...
شبی چگونه؛ شبی آفریده از پولاد
...یر ...
به رنگ کفر و درازی امید و هول نیاز
نسیم مرگ و دم زمهریر و تف سعیر
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}