بخش ۱۱ - قطعه

جمشید و خورشید

سحرگاه ازل کز پرده عرض
قضا می‌داد نور و سایه را عرض

قدر بنوشت بر اطراف چترش
که السلطان ضل الله فی الارض

خرد گرد فلک چندان که گردید
کسی بالاتر از چترش نمی‌دید

فلک را گفت بردی ای کمان قد
چو ابروی بتان پیشانی از حد

تنزل کن ز جای خویش زیرا
که ضل چتر سلطانیت اینجا

چرا بالا نشستی گفت از آن رو
که او چشم جهانست و من ابرو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}