شمارهٔ ۲۵۰ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

حاصل سوختگان در ره برق خطر است
لشکری آفتش از مور و ملخ بیشتر است

مگذران نوبت ما ساقی اگر شیفته ایم
نیست این بیخودی از باده، ز جای دگر است

داغ بر پیکرم افزون بود از جوهر تیغ
زخم بر سینه ی من بیش ز موج سپر است

مکن اظهار پریشانی خود پیش کسی
بخیه پیدا چو نباشد ز رفوگر هنر است

بر در کعبه سراغ حرم دل کردم
از درون گفت کسی خانه ی دل پیشتر است

مگذر از مستی اگر دور جوانی بگذشت
پیری و باده ی گلرنگ چو شیر و شکر است

می کنم خدمت او را به سر و چشم، سلیم
که مرا پیر خرابات به جای پدر است