شمارهٔ ۴۶۱ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند
چون قبضه ی کمان دل ما در میانه ماند

خرمن ز خوشه، رفته ی جاروب برق شد
در خواب چشم مور ز غفلت چو دانه ماند

تاراج هرچه داشت، نمودیم و می خوریم
افسوس حلقه ای که به گوش زمانه ماند

نقصانی از رمیدن مرغان نشد ترا
همچون گره به حلقه ی دام تو دانه ماند

رفتم ازین خرابه و از ضعف سایه ام
همچون نشان دود به دیوار خانه ماند

در راه دین چه کار برآید ز منعمان
دستی که مور داشت در آغوش دانه ماند

عیشی سلیم قسمت ما نیست در جهان
دردسری به ما ز شراب شبانه ماند