ابوسعید ابوالخیر

رباعی 43 | شیرین‌دهنی که از لبش جان می‌ریخت

شیرین‌دهنی که از لبش جان می‌ریخت

کفرش ز سرِ زلفِ پریشان می‌ریخت

گر شیخ به کفرِ زلفِ او ره می‌برد

خاکِ رهِ او بر سرِ ایمان می‌ریخت