ابوسعید ابوالخیر

رباعی 46 | از کفرِ سر زلفِ وی ایمان می‌ریخت

از کفرِ سر زلفِ وی ایمان می‌ریخت

وز نوشِ لبش چشمهٔ حیوان می‌ریخت

چون کبک خرامنده به صد رعنایی

می‌رفت و ز خاکِ قدمش جان می‌ریخت