ابوسعید ابوالخیر

رباعی 48 | ای دل چو فراقش رگِ جان بگشودت

ای دل چو فراقش رگِ جان بگشودت

منمای به کس خرقهٔ خون‌آلودت

می‌نال چنان که نشنوند آوازت

می‌سوز چنان که بر نیآید دودت