شمارهٔ ۱۷۵

رباعیات

جانم ز تو از واقعه تو حالی
آمد به لب و تو لب همی جنبانی

با بنده چنان زئی که چشمت نزنند
خواهی که عنایتی کنی ولی نتوانی