غزل شمارهٔ ۱۰۸ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب غزلیات

با تو گویم که چیست جام و شراب
به مَثل نزد ما چو آب و حباب

خوش بیا سوی ما در این دریا
عین ما را به عین ما دریاب

موج و دریا یکیست تا دانی
نظری کن به چشم ما در آب

صورت و معنئی که می نگرم
سبب است و مُسببُ الاسباب

هر که گوید که غیر او دیدم
دیده نقش خیال او در خواب

آفتاب است و ماه گویندش
نور مهر است و نام او مهتاب

نعمت الله خدا به من بخشید
یافتم خوش عطائی از وهّاب