غزل شمارهٔ ۳۰۶ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب غزلیات

میخانه سرای عاشقان است
خود خلوت خاص عاشقانست

عالم بدن است و عشق جانان
جان است که در بدن روانست

عشقست که عاشق است و معشوق
در مذهب عاشقان چنان است

با صورت و معنئی که او راست
چه جای معانی و بیان است

جام است و شراب و رند و ساقی
در مجلس ما همین همان است

در دیدهٔ مست ما نظر کن
نوری که به چشم ما عیان است

این گوهر نظم نعمت الله
از بحر محیط بیکران است