غزل شمارهٔ ۳۵۲ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب غزلیات

پادشاه و گدا یکیست یکیست
بینوا و نوا یکیست یکیست

دردمندیم و درد می نوشیم
دُرد و درد و دوا یکیست یکیست

جز یکی نیست در همه عالم
دو مگو چون خدا یکیست یکیست

آینه صد هزار می بینم
روی آن جانفزا یکیست یکیست

مبتلای بلای بالاشیم
مبتلا و بلا یکیست یکیست

قطره و بحر و موج و جوهر چهار
بیشکی نزد ما یکیست یکیست

نعمت الله یکی است در عالم
طلبش کن بیا یکیست یکیست