غزل شمارهٔ ۴۶۱ شاه نعمتالله ولی | کتاب غزلیات
عشق آمد و عقل کرد غارت
ای دل تو به جان بر این بشارت
ترک عجمیست عشق دانی
ور ترک غریب نیست غارت
گفتم به عبارتی در آرم
وصف رخ او به استعارت
چون آتش عشق او برافروخت
هم عقل بسوخت هم عبارت
عشق آمد و عقل کرد غارت
ای دل تو به جان بر این بشارت
ترک عجمیست عشق دانی
ور ترک غریب نیست غارت
گفتم به عبارتی در آرم
وصف رخ او به استعارت
چون آتش عشق او برافروخت
هم عقل بسوخت هم عبارت
{{ metaLine }}
موردی نیست.
کتابخانهٔ آنلاین شعر فارسی است؛ دیوان مولانا، حافظ، سعدی، فردوسی، عطار، نظامی و صدها شاعر دیگر را میخوانید.
از صفحهٔ دیوان حافظ یا غزلیات حافظ متن کامل اشعار را آنلاین بخوانید.
در صفحهٔ فال حافظ نیت میکنید و یک غزل کامل از غزلیات بهصورت تصادفی باز میشود.
از جعبهٔ جستجوی بالای صفحه میتوانید شاعر، عنوان، بیت یا شمارهٔ شعر را پیدا کنید.
{{ poet.description }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ falShareMsg }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}