غزل شمارهٔ ۵۷۷ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب غزلیات

ما مریدیم و پیر ما مرشد
ره روانیم و رهنما مرشد

رو نوائی ز یار مرشد جو
که دهد بی ریا نوا مرشد

نبری ره به خانهٔ اصلی
گر نیابی در این سرا مرشد

روز و شب از خدای خود می جو
کاملی تا بود تو را مرشد

بحر ما را کرانه پیدا نیست
غرق آبیم و عین ما مرشد

دُرد دردش بنوش و خوش می باش
که کند درد تو دوا مرشد

هر که ارشاد نعمت الله یافت
دائما خواهد از خدا مرشد