غزل شمارهٔ ۷۷۲ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب غزلیات

در جهنم خراب می گردد
دیده ها پر ز آب می گردد

آن همه تخت و ملک را بگذاشت
این زمان در سراب می گردد

همچو سر گشته ای به گرما در
روز و شب در عذاب می گردد

سخت مخمور ماند میر قمر
همچنان بی شراب می گردد

رند مستی که یار سید ماست
نیک مست خراب می گردد