غزل شمارهٔ ۷۹۷ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب غزلیات

عاشقان درش از درد دوا یافته اند
خستگان غمش از رنج شفا یافته اند

باده نوشان سراپردهٔ میخانهٔ دل
جرعهٔ دُردی دردش چو دوا یافته اند

مبتلایان بلایش ز بلا نگریزند
گرچه از قامت و بالاش بلا یافته اند

نم چشم و غم دل قوت روان ساز ای جان
که کسان قوت از این آب و هوا یافته اند

عارفان بی سر و پا بر سر دارش رفتند
لاجرم اجر فنا دار بقا یافته اند

آن کسانی که چو ما غرقهٔ دریا شده اند
گوهر حاصل ما در دل ما یافته اند

همچو سید ز خود آثار خدا یافته اند
خود شناسان که مقیم حرم مقصودند