قطعهٔ شمارهٔ ۴۹ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب قطعات

پیش ازین گر مرا حجابی بود
شکر گویم که آن حجاب نماند

بود گنجی درین خرابهٔ تن
گنج باقیست گر خراب نماند

آفتابی ز چشم پنهان شد
تا نگوئی که آفتاب نماند

میکده باقی است و خم پر می
جام بشکست نه شراب نماند

بی حسابم نواخت لطف خدا
هیچ باقی درین حساب نماند

نعمت الله به خواب رفت دمی
باز بیدار شد چه خواب نماند