قطعهٔ شمارهٔ ۵۲ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب قطعات

جام بی می کی دهد ذوق ای پسر
تا نگردد جام با می متحد

ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای
نوش می فرما و می گو رب زد

گرم باش و آتشی خوش برفروز
تا نگردی هم چو آب منجمد

لیس فی الدارین غیری یا حبیب
لیس مثلی کیف ضدی این و ند

نعمت الله در همه عالم یکیست
لاتجد مثلی و مثلی لاتجد