قطعهٔ شمارهٔ ۹۲ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب قطعات

کیمیای ولایتی دارم
مس جسم بشر چو زر سازم

قلعی و زاج با نشادر و ملح
گاه شمسی و گه قمر سازم

دُرفشانی کنم به گاه سخن
عقد زیبق از آن گهر سازم

نزد من خاک و زر یکی باشد
زان که من خاک را چو زر سازم

هرچه سازم به عشق سید خوش
همچو زر خوب سازم ار سازم