قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۳ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب قطعات

بر لب دریا چه می گردی نشین
همچو ما با ما در این دریا نشین

مجلس عشق است و ما مست خراب
سر قدم ساز و بیا از پا نشین

در خرابات مغان افتاده‌ایم
عشق اگر داری بیا با ما نشین

گرد هر در می روی دیگر مرو
بر در یکتای بی‌همتا نشین

خیز و بنشین زیردست عارفان
آنگهی بر منصب بالا نشین

دیدهٔ روشن اگر خواهی چو نور
در نظر با مردم بینا نشین

خیمه از خانه به صحرا می‌زنیم
وقت نوروز است و ما صحرانشین