قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۰ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب قطعات

منت خدای را که ندارم به هیچ باب
از هیچکس به غیر خدا هیچ منتی

در پای گل نشسته و بر سرو قامتش
دل بسته ایم وه که چه عالیست همتی

بر دوستان مبارک و بر دشمنان چنان
هستیم از خدای بر این خلق رحمتی

مائیم و سرخوشان خرابات کوی عشق
جامی و ساقئی و حضوری و صحبتی

روزی نشد ملول دل بنده ای ز ما
یاری ز ما نیافت کسی هیچ زحمتی

داریم نعمت الله و از خلق بی نیاز
ای جان من کراست چنین خوب نعمتی