شمارهٔ ۳ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب مثنویات

یک حقیقت در دو مظهر رو نمود
دو نمود اما حقیقت دو نبود

یک وجود است و کمالاتش بسی
سر این نکته نداند هر کسی

معنیت معشوق و صورت عاشق است
ور به گردانی سخن هم صادق است

گر بگوئی جام و می هر دو یکیست
در حقیقت حق بود آن بی شکیست

گر بگوئی جام جام و می می است
این یکی مائیم آن دیگر وی است

اعتبار معتبر باشد چنین
معتبر هم باشد آن قول و هم این

گاه محمودم گهی باشم ایاز
گاه نازی می کنم گاهی نیاز

عاشق و معشوق و عشقم گاه گاه
این چنین فرمود محبوب اله

در دل خود دلبر خود را بجو
کام جان خویشتن اینجا بجو

نعمت الله جو که تا یابی همه
هرچه می جوئی ز ما یابی همه