بخش ۲ - فی المناجات و الالتجاء الی قاضی الحاجات شیخ بهایی | کتاب شیر و شکر

زین رنج عظیم، خلاصی جو
دستی به دعا بردار و بگو

یارب، یارب، به کریمی تو
به صفات کمال رحیمی تو

یارب، به نبی و وصی و بتول
یارب، به تقرب سبطین رسول

یارب، به عبادت زین عباد
به زهادت باقر علم و رشاد

یارب، یارب، به حق صادق
به حق موسی، به حق ناطق

یارب، یارب، به رضا، شه دین
آن ثامن من اهل یقین

یارب، به تقی و مقاماتش
یارب، به نقی و کراماتش

یارب، به حسن، شه بحر و بر
به هدایت مهدی دین‌پرور

کاین بندهٔ مجرم عاصی را
وین غرقهٔ بحر معاصی را

از قید علائق جسمانی
از بند وساوس شیطانی

لطف بنما و خلاصش کن
محرم به حریم خواصش کن

یارب، یارب، که بهائی را
این بیهده گرد هوائی را

که به لهو و لعب، شده عمرش صرف
ناخوانده ز لوح وفا یک حرف

زین غم برهان که گرفتارست
در دست هوی و هوس زارست

در شغل زخارف دنیی دون
مانده به هزار امل، مفتون

رحمی بنما به دل زارش
بگشا به کرم، گره از کارش

زین بیش مران، ز در احسان
به سعادت ساحت قرب رسان

وارسته ز دنیی دونش کن
سر حلقهٔ اهل جنونش کن