ابوسعید ابوالخیر

شعر 21 | ای تَرک جان نکرده و جانانت آرزوست

ای تَرک جان نکرده و جانانت آرزوست

زنّار نابریده و ایمانت آرزوست

در هیچ وقت خدمت مردی نکرده‌ای

وآن گه نشسته صحبت مردانت آرزوست