غزل 70 | مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست
مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست
دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست
اشکم احرامِ طوافِ حَرَمَت میبندد
گرچه از خونِ دلِ ریش دمی طاهر نیست
بستهٔ دام و قفس باد چو مرغ وحشی
طایر سِدره اگر در طلبت طایر نیست
عاشقِ مفلس اگر قلبِ دلش کرد نثار
مَکُنَش عیب که بر نقدِ روان قادر نیست
عاقبت دست بدان سروِ بلندش برسد
هر که را در طلبت همتِ او قاصر نیست
از روان بخشی عیسی نزنم دَم هرگز
زان که در روح فَزایی چو لبت ماهر نیست
من که در آتشِ سودای تو آهی نزنم
کِی توان گفت که بر داغ، دلم صابر نیست
روز اول که سرِ زلفِ تو دیدم گفتم
که پریشانیِ این سلسله را آخر نیست
سر پیوند تو تنها نه دلِ حافظ راست
کیست آن کِش سَرِ پیوند تو در خاطر نیست
تعبیر
فال میانه است: نیت شدنی است، اما با تأمل و حوصله.
تعبیر عامیانه
این فال نه خیلی شیرین است نه بنبست. کار پیش میرود، ولی امروز نتیجه را نخواه. حافظ اینجا ریا را میزند. ظاهر را کنار بگذار؛ دلت چه میخواهد همان را بگو.
تعبیر نو
پیام فال صبر فعال است: دست روی دست نگذارید، اما نتیجه را امروز نخواهید. کار را پیوسته پیش ببرید.
معنی
غزل با «مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست» شروع میشود. می و ساقی رمز رهایی دلاند. غزل میخواهد گره را شل کند، نه اینکه دستور عیش بدهد. این معنی از خود بیتها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.
عشق و دل
حال دل نیازمند توجه است. محبت را نشان دهید، اما انتظار معجزهٔ یکشبه نداشته باشید.
کار و زندگی
کار روزمره با ثبات پیش میرود. یک گام مشخص بردارید تا نیت از حرف به عمل برسد.
توصیه
صبور بمانید، اما پیگیری را قطع نکنید. نتیجه با استمرار میآید.
تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}