غزل 117 | بی تو با یک دل، غم دل ماندهام
بی تو با یک دل، غم دل ماندهام
دست بر سر، پای در گل ماندهام
هر کسی را، یادلی یا دلبریست
من چرا، بیدلبر و دل ماندهام
دست گیریدم، که سخت افتادهام
چاره سازیدم، که مشکل ماندهام
یار با هر ناقصی شاد است و بس
من به غمخواری چو کامل ماندهام
صد دعا، در سینه دارد آن مگیر
من بدین یک نفس حاصل ماندهام
دخل و خرجی نیست بس وافر که من
در غم باقی و فاضل ماندهام
چون کنم آسان گذارم چون اثیر
تا در این ده روزه منزل ماندهام
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}