غزل 193 | هرکه عشقت خرید جان بفروخت
هرکه عشقت خرید جان بفروخت
و آن خریدن بدو جهان بفروخت
در هوای تو دل قفس بشکست
ز قفس بگذر آشیان بفروخت
هر که نام تو خواست برد نخست
بر مراد و ادب زبان بفروخت
وان که یک روز شد معامل تو
تا بس دیر خانمان بفروخت
از تو دیده خیال یافت نشان
دل خود را بر آن نشان بفروخت
جان اگر بر تو صرف شد سهل است
هرکه جانان خرید جان بفروخت
به تو در بست دل به هیچ مرا
سبکی را چنین گران بفروخت
آری ارزان خریده بود متاع
چون در افتاد رایگان بفروخت
وانگهی گفت چون اثیری را
کس بدین مایه سوزیان بفروخت
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}