غزل 7 | کی بود کی، رو به خاک آستان آرم تو را؟
کی بود کی، رو به خاک آستان آرم تو را؟
نقد دل، با تحفهٔ جان ارمغان آرم تو را
قوت پروازم ای صیاد چون سوی تو نیست
آنقدر نالم، که سوی آشیان آرم تو را
چند غافل باشی از حال دلم؟ دل را کنون
از تو آرم در فغان، تا در فغان آرم تو را
گر نیارم گل ز باغ آوردتْ، ای مرغ قفس
چون روم آنجا، به یاد باغبان آرم تو را
رخصت حرفی بده، ای بدگمان امشب، مگر
گویمت یک حرف و بیرون از گمان آرم تو را
نالم اینک از تو، نالی چند از جانان دلا؟
تو به جان آوردی او را، من به جان آرم تو را
رحمی امشب پاسبان را منع کن از تیغ من
تا چو آذر بندهای بر آستان آرم تو را
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}