غزل 108 | چون شکوه از جفای تو بنیاد میکنم
چون شکوه از جفای تو بنیاد میکنم
از گریه چاره دل ناشاد میکنم
راهی چو در دل تو ندارم ازین چه سود
کز ناله رخنه در دل فولاد میکنم
از دیدهام سرشک چو هوشم ز سر رود
هرگاه چشم مست ترا یاد میکنم
تا باشم از شمار ستمدیدگان طبیب
دل را نشان ناوک صیاد میکنم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}