غزل 127 | غافل مشو از حال من بیسروسامان
غافل مشو از حال من بیسروسامان
من با تو چنانم که به ابسال سلامان
اندیشه کن از خون من خسته مبادا
آلوده به خونم شودت گوشه دامان
عشاق به فرمان بتان چند نباشند
همواره به فرمان شهانند غلامان
عارض بودت ماه ولی ماه دو هفته
قامت بودت سرو ولی سرو خرامان
خاموش طبیب از سخن عشق به اغیار
اسرار حقیقت نتوان گفت به خامان
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}