غزل 154 | تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
چه شود اگر بگیری ز غلام خود سراغی
چو تو گلشنی و باغی به کنار من چو آیی
چه روم به گشت گلشن چه روم به سیر باغی
ز جفا و جور گردون چو شکسته و ضعیفم
ز شراب کهنه ساقی برسان به من ایاغی
ز ستمگری چگونه، بودم امید مرهم
که به روی داغ دیگر نهدم به سینه داغی
بروم اگر به گلشن به گلی نظر ندارم
که به گلشنی نرفتم که نبود بانگ زاغی
نبود طبیب دیگر سر و برگ نظم و شعرم
که جدا ز همزبانان نبود مرا دماغی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}