غزل 126 | نیم غمگین، ولی خود را غمین از بهر آن دارم؛
نیم غمگین، ولی خود را غمین از بهر آن دارم؛
که تا ذوق غم عشق تو، از مردم نهان دارم
سرت گردم، بکش تیغ از میان و، جانفشانی بین؛
نمردم این قدر هم، بازتاب امتحان دارم!
کدامین دل ز آهم نرم گردد؟! سادهلوحی بین؛
که یک ناوک به زه مانده و قصد صد نشان دارم
مرا چند ای فلک از کوی او آواره میسازی
به محشر نیستم لال، این قدر آخر زبان دارم
چو بیخود گفتوگویی سر کنم، آذر مرنج از من؛
که چون دیوانگان با خود، حدیثی در میان دارم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}